۱۳۸۹/۵/۶
۱۳ : ۳
نقدی بر نقد منتقدان؛ یک سوزن هم به خودمان بزنیم
داریم وقت مردم را تلف میکنیم
لمون پرس- به جای تحمیق مردم و تحریف واقعیت، ای کاش کمی هم برای «یاد گرفتن» وقت میگذاشتیم و یکی از برنامههای دیروز امروز فردا را با موضوع کشف علائق و تامین خواستههای مردم روی آنتن میبردیم
|
باز هم میز گرد میگذارند و بحث میکنند و حرفهای خودشان را در دهان مردم میگذرارند و در این چرخه ناعادلانه که نظر مردم هیچ محلی از اعراب ندارد هیچ کس جلودارشان هم نیست.هر صحنه و هر تصویری را طوری تفسیر میکنند که بیشتر از خود آن صحنه چشم و گوش آدم را باز میکند. با این خط کشی که این به اصطلاح منتقدان در دست گرفتهاند لااقل پنجاه درصد برنامههای صدا و سیمای خودمان هم زیر سوال میرود.
قطعا برنامههای گذشته دیروز امروز فردا با موضوع شبکههای فارسی زبان خارج از کشور را دیدهاید. هفته پیش این برنامه به بحث در مورد تاثیر شبکههای مختلف ماهوارهای فارسی زبان به ویژه شبکه فارسی وان در فرهنگ و منش مردم ایران برگزار شد. از مباحث مطرح شده و حرفهای مثلا کارشناسی که در برنامه زده شد که بگذریم، نکته جالب توجه در این برنامه پخش تصاویر منتخب از برخی سریالهایی بود که در حال حاضر روی آنتن فارسی وان است.جالب اینکه مجری برنامه دایم تاکید میکرد که «این صحنهها از بین صحنههایی انتخاب شدهاند که قابل پخش بودهاند!!!!»هر کس نداند فکر میکند بجز این صحنهها باقی سریال به صحنههای سکسی و شبیه آن میگذرد.
البته قصد دفاع از شبکههای فارسی زبان برون مرزی را نداریم. حرف این است که اگر قرار است مردم را آگاه کنیم، آنها را با اطلاعات درست به آگاهی برسانیم، نه اینکه آنها را تحمیق کنیم و تنها به هدفمان بیندیشیم و بشویم مصداق بارز این فرمول که: «هدف وسیله را توجیه میکند»یعنی برای قانع کردن مردم و سر به راه کردنشان، به هر دروغی متوسل شویم.
چندی پیش یکی از اسلام شناسان و دانشمندان علوم فلسفی که مورد تایید همین صدا و سیما هم هست در یکی از سخنرانیهای خود گفت: «مهمترین دلیل قیام حضرت رسول از روز بعثت تا لحظه مرگشان جلوگیری از انحراف و تحمیق مردم بود و دعوت مردم به اسلام هدف دوم ایشان بود. پیامبر اکرم هیچوقت مردم را فریب نمیداد و حتی برای اثبات اسلام که کاملترین دین خداست، مردم را گول نزد.»اما کاری که امروز برخی منتقدان برای دعوت مردم به تماشای برنامههای جذاب صدا و سیمای مصیبت زده خودمان انجام میدهند چیست؟ کارمان شده تهمت و بد گویی از دیگران برای اثبات خودمان؛ در حالی که همان کافرانی که از نظر ما جایشان در جهنم است، هیچوقت با کوبیدن برنامههای صدا و سیمای ایران به موفقیت نرسیدند، بلکه تنها به علائق و گرایشهای مخاطبشان فکر کردند و با تدارک برنامههایی که مورد پسند مردم است آنها را به سمت خودشان کشاندند. حالا چه بعضیها خوششان بیاید و چه نیاید! چه اسمش را پوپولیسم بگذارند و چه آن را با سیاست و دین و فرهنگ و مذهب مخلوطش کنند.
جالبتر اینکه در همان برنامه دیروز امروز فردا صحنههایی به عنوان صحنههای غیراخلاقی به بینندههای داخلی نشان داده شد که کمترین نشانهای از بیاخلاقی در آنها وجود نداشت!!! مثلا صحنهای از سریال افسانه افسونگر... آنجا که جوانگ به گل فروشی میرود. فروشنده از او میپرسد: گل را برای دوست دخترتان میخواهید؟ و جوانگ میگوید: نه... برای مادرم میخواهم.به نظر شما نکته غیر اخلاقی این پلان کجا بود؟ اینکه کسی برای مادرش گل بخرد کار بدی است؟ تنها چیز بدی که در این صحنه وجود داشت لغت «دوست دختر» بود که اگر قرار باشد با شنیدن این واژه کسی منحرف شود، هر شب همه بینندههای سریال «فاصلهها» در حال منحرف شدن هستند.
یا مثلا آن صحنهای که زن خدمتکار به اربابش میگوید: «مدتهاست نوهام رو ندیدم» و اربابش هم میگوید: «همین هفته بهت مرخصی میدم برو نوهات رو ببین»!!!!!!یا مثلا تصاویر منتخبی از سریال لاست. راستش ما که نفهمیدیم صحنه پیاده شدن «جان لاک» از خودرو و زمین خوردنش چه نکته غیر اخلاقی داشت؟ احتمالا نکته غیر اخلاقیاش این بود که به محض اینکه «جان» زمین خورد، باغچه شروع به آب پاشیدن کرد!!!
با مزهتر اینکه مجری برنامه در یک جمله پر مغز که جای بسی تامل دارد رو به مهمان برنامه با خنده گفت: «پخش این تصاویر شاید به قول بعضیها برای تبلیغ باشد!!!!»نکته عجیب دیگری که در برنامههای گذشته دیروز امروز فردا دیده شده، نقد کارشناسی یکی از میهمانان برنامه بود که در یک اقدام خلاقانه لغتی را روانه بازار ادبیات فارسی نمود که از این به بعد نوع جدیدی از گناه را مورد توجه همگان قرار دهد. مهمان این برنامه با رونمایی از واژه «زنای ذهنی» چشم و گوش عدهای از مردم را باز کرد که شاید تا آن لحظه چنین دیدگاهی هرگز در ذهنشان وجود نداشته و هیچ وقت به مخیلهشان هم خطور نمیکرد که بشود با فکر، زنا کرد!!!خلاصه اینکه این برنامهها با این نوع کارشناسان، اگر بتوانند تاثیری بر مخاطبشان بگذارند، آنهم با ابزار تحمیق و فریبکاری است؛ حال آنکه نباید فراموش کرد سازندگان برنامههای مورد غضب همین منتقدان با اخلاق و گل و بلبل، بدون راه دادن کوچکترین خمی به ابروی خود، همچنان به کارشان ادامه میدهند و چه بسا این برنامهها عامل تحریک کنجکاوی عده تازهای از مردم شده و تبلیغی باشد برای افزایش تعداد بینندگانشان.
این بحث را با مثالی به پایان میبریم. دیروز به یاد دوران کودکی داشتم کارتون «ای کیوسان» را از شبکه دو نگاه میکردم. همان قسمتی که ژنرال به بهانه شکار از قصر خارج شد و فرار کرد و شینسه بیچاره به دنبالش کوه و کمر را زیر پا گذاشت. باقی ماجراها خیلی مهم نیست. مهم آن بخشی از داستان بود که ژنرال به ای کیو قول میدهد گوشت شکار برایش بیاورد.ای کیو هم با همشاگردیهایش قرار میگذارند تنبیه و جریمه را به جان بخرند و بر خلاف قوانین مدرسه؛ ناهار خورش گوشت بخورند. بعد در حالی که از خوردن خورش گوشت سرمست هستند، ناگهان استاد اعظم وارد میشود و با دیدن گوشتها فریادش به آسمان میرود و ای کیوی «باهوش»!! برای آرام کردن استاد میگوید: «استاد، یه دقیقه گوش بدین، این خورش با گوشت چهار تا بز کوهی توی چهار تا ظرف پخته شده و خوردنش باعث میشه 16 روز به عمرتون اضافه بشه!!!»بعد استاد بزرگ تحمیق میشود و بعد از یک عمر پرهیز از خوردن گوشت، با اشتیاق پای سفره مینشیند. یعنی در واقع ای کیوسان استادش را گول زده! او را فریب داده و به گویشی بهتر به او دروغ گفته است. خوب... از این صحنه بچهها چه چیزی باید بیاموزند؟ اینکه هرگاه لازم شد سر بزرگترها را با دروغ گفتن گول بزنید و کار خودتان را با دروغ پیش ببرید. هیچ اشکالی هم ندارد...
حالا شما خواننده محترم قضاوت کنید؛ کدام یک از صحنههایی که در این نوشتار آمد غیراخلاقیتر بود؟ صحنه گل خریدن جوانگ برای مادرش یا دروغ گفتن آشکارای ای کیو به استاد اعظم؟ چه بسا اگر همین سریال افسانه افسونگر از صدا و سیمای خودمان پخش میشد بعد از پایان سریان همین بازیگرانی که الان مورد اخلاقی دارند، با پولهای آنچنانی به ایران دعوت میشدند تا مردم ازشان عکس و امضا بگیرند. درست مثل جومونگ که به نقل از برخی منتقدان، 30 درصد سریال افسانه جومونگ دارای صحنههای ضد اخلاقی و سکسی بوده است که در پخش داخلی حذف شدهاند.
کاش اول یک سوزن به خودمان بزنیم و بعد یک جوالدوز به دیگران.ما نه وکیل مدافع فارسی وان هستیم نه دشمن صدا و سیمای ایران. حرفمان این است که به جای تحمیق مردم و تحریف واقعیت، ای کاش کمی هم برای «یاد گرفتن» وقت میگذاشتیم و یکی از برنامههای دیروز امروز فردا را با موضوع کشف علائق و تامین خواستههای مردم روی آنتن میبردیم و از کارشناسانی دعوت میشد تا بر سر این موضوع بحث کنند که شبکههایی مثل فارسی وان چه دارند که ما نداریم؟آنهم با آن دوبلههای به شدت سطح پایین و ابتدایی که در مقایسه با دوبلههای قوی و حرفهای که داخل کشورمان انجام میشود، قیاس تیم ملی برزیل و تیم منتخب بنگلادش است!
تا زمانی که به جای سریالهای پر اتفاق و پر نشاط و اکشن، سریالهای سوزناکی پخش میکنیم که پر از آدمهای دربدر با یک عالمه مشکل و درد اجتماعی و روحی روانی است، چنین برنامههای نقادانهای به شکل کنونی؛ چیزی بجز جلساتی برای تشویق و محافلی برای شمردن محاسن دشمنانمان نیست. ما داریم وقت تلف میکنیم آقاجان... وقت تلف میکنیم... همین!